فرهاد اصلانی:‏ حمایتی از سینماگران برای ساخت آثار موثر در زمینه اعتیاد صورت نمی‌پذیرد
پنجشنبه, ۰۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۵۲
۵۷
چچ
فرهاد اصلانی:‏ حمایتی از سینماگران برای ساخت آثار موثر در زمینه اعتیاد صورت نمی‌پذیرد

فرهاد اصلانی:‏ حمایتی از سینماگران برای ساخت آثار موثر در زمینه اعتیاد صورت نمی‌پذیرد

-


دغدغه داشتن را لازمه فیلم سازی در حوزه مسایل اجتماعی می داند. فقدان حمایت از فیلم سازی در زمینه آسیب ‏اجتماعی اعتیاد، را از نقاط ضعف سازمان های مرتبط با امر مبارزه با مواد مخدر در زمینه برنامه های فرهنگی می داند. ‏برای نقش آفرینی در فیلم های سینمایی و تلویزیونی مرتبط با اعتیاد، بسیار تحقیق کرده است و به کمپ های ترک ‏اعتیاد رفته تا خودش را با کاراکتری که قرار است بازی کند، منطبق سازد و به گفته بیشتر منتقدان و صاحب نظران ‏سینمایی توانسته است به نحوی مطلوب و حتی فراتر از مطلوب بر نقش مسلط شود و تاثیر گذاری اثر را در میان ‏مخاطبان چندین برابر کند. او که از جمله کسانی است که ایفای نقش منطبق با واقعیت و ملموس بودن آن برای ‏بیننده را جزو ارکان اصلی زندگی حرفه ای اش قرار داده، کسی نیست جز "فرهاد اصلانی" که تاریخ سینما و ‏تلویزیون از نقش آفرینی های برجسته او پر خاطره است. در ادامه حاصل گفت و گوی ما را با "فرهاد اصلانی" می‌خوانید:‏

آقای اصلانی،‌ شما از معدود بازیگرانی هستید که تا به حال چندین بار در آثاری که به موضوع ‏اعتیاد مربوط بوده، حضور داشته‌اید. به نظر شما اینگونه کارها در حوزه فرهنگ و هنر،‌ چه تاثیری ‏بر روند مبارزه با مواد مخدر داشته است؟
من تاکنون در 4 کار که مشخصا مربوط به اعتیاد بوده است، حضور داشته‌ام. فیلم‌هایی نظیر "شاخ به شاخ"، "به ‏خاطر پونه"، "عصر یخبندان" و یک کار به سفارش سازمان بهزیستی که در آن هم مجری بودم و هم بازیگر. در پی ‏اکران و پخش این فیلم‌ها توانسته‌ام آثار آنها را به خوبی حس کنم. می‌توانم بگویم اثرش روی مخاطب فوق ‏العاده بوده است. این حاکی از این امر است که کار در زمینه‌های هنری و سینمایی می‌تواند تاثیر گذاری بالایی بر ‏مخاطب داشته باشد اما چه سود که در هیچ کدام از این کارهایی که تا به حال انجام داده ام، هیچ حمایتی از ‏سازندگان این فیلم ها نشده است. می‌توان گفت کار در این زمینه به نوعی خودجوش است؛ یعنی مگر اینکه خود فیلم ‏ساز، دغدغه کار در حوزه آسیب‌های اجتماعی را داشته باشد تا با انگیزه کمک به جامعه و ادای دین به مخاطبانش به ‏این کار دست بزند؛ وگرنه سرمایه‌گذاری و اسپانسرینگ در این زمینه صورت نمی‌پذیرد و از آنها برای ساخت آثاری ‏فاخر در زمینه اعتیاد حمایتی نمی‌شود. در کل در این زمینه متولی درستی وجود نداشته است.‏


نظر شما درباره طرحی که دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر مبنی بر کاربرد رویکردی اجتماعی به ‏معضل اعتیاد مطرح کرده‌اند، چیست؟
این طرح به نظر بسیار مناسب می‌نماید به شرط آنکه سایر نهادها و سازمان‌هایی که متولی امور اجتماعی هستند نیز ‏در این راه با ایشان همراهی و همکاری کنند. در غیر این صورت این طرح نیز مانند خیلی کارهای دیگری که ایشان ‏تمایل به اجرای آن داشتند و با مخالفت و هجمه سنگین برخی از مسولان مواجه شدند و کلا از انجام آن منصرف ‏گردیدند، عاقبت خوبی نخواهد داشت. تنها کسی که می خواست بخشی از حقایق نهانی اعتیاد در خصوص گردش ‏اموال ناشی از ترانزیت مواد مخدر در بدنه قدرت حتی سیاست داخلی کشور خودمان را بیان کند؛ آقای وزیر کشور بود ‏که اتفاقا در جریان فیلم "عصر یخبندان" هم با ایشان دیدار کردیم؛ اما متاسفانه با موج خروشان انتقاد نمایندگان ‏مجلس که باید بیش از هر شخص دیگری به فکر تامین منافع مردم و رفع مشکلات رای دهندگانشان باشند، مواجه ‏شد و ایشان را وادار کردند که حرفش را پس بگیرد.‏


به نظر شما اگر این اتفاق می افتاد و زمینه برای ارائه آمار و اطلاعات درست و روشن وجود ‏داشت، تاثیری هم در مقوله مبارزه با اعتیاد و کاهش آسیب های ناشی از آن در بدنه اجتماع می ‏گذاشت؟
البته که تاثیر داشت. سالهای سال گذشت تا ما بتوانیم وجود خود پدیده اعتیاد را بپذیریم و از آن تحت عنوان بیماری ‏یاد کنیم. متاسفانه پنهان کاری و تلاش برای مخفی نگه داشتن مشکلات و مصائب در تمام حوزه های اقتصادی، ‏اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و غیره؛ جزیی از سیاست اداره کشورهاست. تمام جوامع سعی دارند ظاهر مناسب تری از ‏خود در سطح بین الملل نشان دهند؛ اما دست کم در میان خودشان، با خودشان صادق هستند و زمانی هم که ‏دستشان به واسطه سرعت بالای جریان اطلاعات در عصر جدید، برای دیگران رو می شود،‌آن را می پذیرند و به دنبال ‏یافتن راه حل برای رفع مشکل می روند. در حالی که در کشور ما به واسطه فرهنگ و مذهب و عرف اجتماعی ‏نادرستی که به غلط آن را به همین پارامترها نسبت می دهیم، بیش از سایر جوامع به مخفی کاری مشغولیم. مسولان ‏باید از خودشان بپرسند که در تمام این سالها مخفی کاری به نفعشان بوده است؟ اگر از لاک دفاعی بیرون بیاییم و هر کس مسئولیت کاری که به او محول شده را بپذیرد،‌ چه شایسته تقدیر باشد ‏یا توبیخ، اوضاع بهتر از این خواهد شد. تا زمانی که خودمان را مسئول کم کاری ها و یا کارهای نسنجیده خود ندانیم، ‏راهی برای پیشرفت نخواهیم داشت.‏


گفتید که در فیلم هایی که تا به حال کار کرده اید، 4 اثر مربوط به اعتیاد بوده است. برای اینکه ‏بیشتر به کاراکتر مورد نظر برسید، چه کردید؟
بله. به جز فیلم "عصر یخبندان" که نقش مردی را بازی می کردم که همسرش معتاد بود، در فیلم "شاخ به شاخ" ‏نقش معتادی را بازی می کردم که تازه از مرکز ترک به خانه باز گشته؛ اما وسوسه استعمال دوباره مواد، مثل خوره ‏روح و روان او را می آزارد. این فرد از طبقه متوسط و رو به پایین جامعه بود که حتی در معرض کارتون خوابی قرار ‏داشت. در فیلم "به خاطر پونه" نقش معتادی را بازی می کردم که استطاعت مالی داشت و از قشر مرفه و تحصیل ‏کرده جامعه بود؛ اما او نیز در معرض مخاطرات لاعلاج اعتیاد قرار داشت. برای اینکه بتوانم خود را بهتر و بیشتر به ‏شخصیت این کاراکترها برسانم دست به مطالعات بسیاری زدم؛ در عین حال به مراکز ترک اعتیاد و کمپ های معتادان ‏رفتم تا از نزیک با مراحل مختلف این بیماری مهلک آشنا شوم. در این مسیر هم با حقایق دردناکی مواجه شدم که ‏بسیار در من اثر گذاشت و تلاش مرا برای ایفای هرچه واقعی تر و ملموس تر این نقش ها دو چندان کرد.‏


و این حقایق چه بودند؟
‏بی‌توجهی به این مراکز هم باعث می شود بسیاری افراد سودجو دست به تاسیس مراکز غیر مجازی بزنند که ‏مشکلات دیگری برای کسانی که عزمشان را برای ترک جزم می کنند ایجاد کرده و آنها را با سرخوردگی مواجه می ‏کنند. البته در میان تمام راههایی که تا به حال انجام شده؛ باید قبول کرد که کار کمپ های ترک و بازتوانی، بسیار ‏موثر بوده است و باید این مراکز را مورد حمایت بیشتری قرار داد. وقتی پای صحبت معتادانی که در مراکز مختلف می ‏دیدم، می‌نشستم، دلسردی بسیاری از آنها از ترک و ناامیدیشان از بازگشت بی مشکل به جامعه برایم نمایان می شد. ‏تمامشان نیاز به حمایت ارگانهای مختلف را طلب می کردند و نگاهشان به دیگران به گونه ای بود که انگار آنها در ‏مملکتی دیگر زندگی می کنند و ما در مملکتی دیگر و هیچ توجهی از سمت مسئولان و مردم به آنها نمی شود. باید ‏ساز و کار مناسب برای نظارت هر چه بیشتر بر این مراکز در نظر گرفته شود. مسولین هم تلاش کنند خارج از تمام ‏وعده هایی که می دهند،‌ فضای جامعه را برای بازگشت کامل این افراد به دامن خانواده هاشان و زندگی سالم، مهیا ‏کنند. اینکه بگوییم برای این افراد مشاغلی در نظر گرفته ایم و بعد نظارتی بر ادامه کسب درآمد آنها و استمرار تامین ‏معاش حداقلی آنها نداشته باشیم که نشد کار. بسیاری از معتادان بهبود یافته ای را دیدم که مدتها پس از ترک اولیه و ‏رفتن سرکارهایی که کارفرما به واسطه استفاده از این افراد برای کسب امتیازاتی نظیر وام کارآفرینی به جایی رسیده ‏بودند و بعد از چند ماه کسب درآمد بالا، آنها را از کار بیکار کرده بودند و به دنبال این بیکاری، مشکلات تامین معاش ‏خانواده، دوباره آنها را به سمت مصرف مواد کشانده بود.‏


‏ گفتید در "عصر یخبندان" نقش کسی را ایفا کردید که زنش معتاد است، به نظر شما بین ‏آسیب های ناشی از اعتیاد زنان و مردان میتوان تفاوتی قائل شد؟ اعتیاد یک زن پر مخاطره تر ‏است یا اعتیاد یک مرد؟
فرقی نمی کند. در هر صورت زن یا مرد علاوه بر اینکه جزیی از جامعه کلان کشور هستند،‌ ستونی از خانواده نیز ‏محسوب می شوند. چه فرقی می کند که در یک خانواده پدر معتاد باشد و توان تامین مالی خانواده را نداشته باشد. ‏جلوی فرزندانش مصرف کند و در بسیاری مواقع آنها را نیز مبتلا کند. یا آنها را مجبور کند دست از تحصیل بردارند و به ‏دنبال کار باشند تا هزینه های مصرف پدر راتامین کنند که این خود دریایی از آسیب را برای آن فرزند به دنبال دارد و ‏کوچکترین آن، ارتکاب جرم و بزه است. یا در مواقعی که نمونه هایی از آن هم قابل مشاهده است،‌ مرد دست به ‏اقدامات شنیعی مثل فروش نوامیس خود برای تامین هزینه مصرف می زند که در این موارد واقعا زبان از شرح حوادث ‏و آسیب های ناشی از آن که متحمل اعضای خانواده میشود، ‌قاصر است. یا مثل داستان "عصر یخبندان" زن خانواده ‏معتاد باشد و به همسرش خیانت کند و برای تامین هزینه های خود با فردی آشنا شود که خود منبع مشکلات و جرایم ‏دیگر است. تصور کنید که فرزندان این خانواده ها، در داستانهای حقیقی که همه روزه در کشورمان در حال اکران ‏خصوصی است، چه می کشند و چه آینده ای در انتظار آنهاست؟


کدام کار از میان این کارها دید شامل تری به موضوع اعتیاد داشته است؟
هر کدامشان در نوع خودشان و بر حسب موضوعی که داشتند نگاه شاملی به موضوع اعتیاد داشتند. "عصر یخبندان" ‏خیلی بی پرده، ساده و قابل فهم برای تمام اقشار جامعه، چرخه ای از اعتیاد و مواد مخدر را توضیح می دهد. از جایی ‏که فردی شروع به مصرف می کند تا جایی که به یک قاچاقچی تبدیل می شود و به دنبال مصرف کننده می گردد و ‏سایر مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کند.‏


تاثیری که پس از اکران این کارها بر ذهن مخاطب داشته اید را چگونه ارزیابی می کنید؟
اینکه من چگونه تاثیر گذاشته ام را باید درمیان مردم و مخاطبان جستجو کرد؛ اما تاثیری که کلیت فیلم در مخاطب ‏ایجاد کرده است،‌ بسیار واضح بوده و برایم آنقدر ملموس بوده است که باعث شد پس از انجام کار در اولین فیلم ‏مرتبط با موضوع اعتیاد، این انگیزه را در خودم حس کنم که علیرغم سختی ایفای این نقش ها،‌ برای ادای دین خودم ‏به مردم و برداشتن گامی در راه تنذیر افکار عمومی از ابتلا به این آسیب، کارهای دیگر را انجام دهم. تاثیر آنقدر عمیق ‏بود که خواستم دوباره بخشی از پیام های پیشگیرانه ای که از طریق این کارها به مخاطب ارائه می شود، باشم.‏


‏آیا پرداختن به اینگونه موارد در سینما و تلویزیون به عنوان رسانه های فراگیرتر،‌ باید ادامه دار ‏باشد و یا از منظر برخی نوعی سیاه نمایی از جامعه است؟
در مورد ضرورت انجام این دست کارها برای تاثیرگذاری بیشتر و اجرای برنامه های فرهنگی و هنری در راستای مبارزه ‏با رویکرد اجتماعی با مواد مخدر، باید بگویم که نقش رسانه در حوزه های مختلف زندگی مردم بر کسی پوشیده نیست. ‏در حوزه سینما همانطور که گفتم حمایتی از سینماگرانی که دغدغه اجتماعیشان درونی است و نه مثل برخی دیگر ‏سطحی و رونمایی، صورت نمی‌گیرد. تلویزیون هم که در کمال تعجب در عصر حاضر که عصر سرعت در شکل گیری ‏ارتباط است و تمام دنیا در پی دست یافتن به رسانه هایی هستند که از روش هایی استفاده کنند تا به شکل گیری ‏ارتباط دوسویه بین مخاطبان ورسانه منجر شود؛ کاملا به شیوه ای عمل می کند که در جای یک ناصح قرار گرفته و ‏فقط به ارائه مطالبی مشغول است که اکثرا هم از دست بینندگانی که برای امرار معاش و رفع مشکلات روزمره ‏زندگیش مجبور به دو شغله بودن هستند، می رود. بیشتر به یک مونولوگ تبدیل شده و کارایی تاثیرگذاری خود را از ‏دست داده است. در کل مهم این است که بحث اطلاع رسانی مخدوش است و هیچ سازو کار مناسبی هم برای آن ‏وجود ندارد.‏

به نظر شما چه باید کرد تا این امکانات و برنامه هایی که برای مبارزه با مواد مخدر در کشور ‏ایجاد شده است، به ثمر بنشیند؟ ‏
در این باره باید کارشناسان کار نظر بدهند؛ اما آنچه من به عنوان کسی که بارها این موضوع را مورد توجه قرار داده ام ‏به آن رسیده ام این است که باید از راههایی که تا به حال در پیش گرفته بودیم، درس بگیریم و اشتباهات گذشته را با ‏راههای مناسب جدید، جبران کنیم. متاسفانه در کشور ما، برای تمام مشکلات و مسائلی که در حوزه های مختلف با ‏سطوح مختلف، پیش می آید، یک نسخه واحد داریم و آن هم برخورد با قوه قهریه است. مثلا با همین موضوع اعتیاد ‏چگونه برخورد می کنیم؟ معتادان، مواد فروشان و حتی آنها که به نظر معتاد می آیند را بازداشت می کنیم و در نهایت ‏پس از اطمینان از اینکه همه شان معتادند، به زندان می اندازیمشان و فکر می کنیم که آن فرد پس از آزادی از زندان ‏هرگز دوباره به سوی مواد نمی رود. بهتر است ابتدا هر مسئله ای را بپذیریم، مخفی کاری نکنیم تا از ترس رفتن ‏آبرومان مثلا در میان سایر جوامع، ناگهان با آسیب هایی مواجه شویم که دیگر توان پنهان کردن آنها را نخواهیم ‏داشت. در ادامه به شناسایی کامل موجودیت آن آسیب بپردازیم و راه حل هایی برای بهبود آن بیابیم که نه سرمایه ‏های مالی کشور را به هدر بدهیم و نه شاهد هدر رفت سرمایه انسانیمان که چه بسا هزاران بار ارجح تر از مسایل ‏مادیست باشیم.‏


سخن آخرتان دراین باره چیست؟
نباید از این نکته غافل ماند که بسیاری از نهادها و ارگانها در حوزه مبارزه با مواد مخدر و سایر آسیبهای اجتماعی درگیر ‏هستند. عصر حاضر عصر سرعت است و اوقات فراغت رو به افزایش. باید فضای کشور را برای فعالیت های جمعی ‏برای جوانان و خانواده ها مهیا کنیم تا بتوانند در محیطی با امنیت روانی بالا به گذراندن اوقات فراغتشان بپردازند. ‏وقتی با برگزاری کنسرت برخورد می کنیم، حضور جوانان در جامعه را محدود به سبکی می کنیم که مطلوب خودمان ‏است و هیچ ربطی به فضای ذهنی جوانان ندارد، از ارائه برخی اطلاعات که بخش مهمی از زندگی همه ما را تشکیل ‏می دهد، به فرزندانمان معذوریم و آنها را در هاله ای از شرم پیچانده و لب طاقچه گذاشته ایم تا مبادا در نمایی از ‏جامعه که با پنهان کاری ساخته ایم، خدشه ای وارد شود؛ در حالیکه اوضاع از درون رو به زوال نسل جوان گذاشته ‏است؛ نباید انتظار داشت که حضور آنان در جوامع نا امن برای تخلیه فشارهای ناشی از هیجانات جوانیشان، به ساحلی ‏امن برسد. هرچند که بیان این مطالب به نظر بسیاری از مردم نادرست است و اعطای این آزادی های اندک به جوانان ‏نیز می تواند مخاطره آمیز باشد و به شان فرهنگی و مذهبی کشور صدمه بزند ولی باید تاکید کنم که مطالعه در حال ‏سایر جوامع مسلمان همسایه و البته موافق با اندیشه ایی که ما از یک جامعه اسلامی و ایرانی داریم، می تواند راههای ‏بسیاری را در اختیارمان بگذارد. چندی پیش برای کاری به لبنان سفر کرده بودم. جامعه ای مسلمان که از نظر ما و ‏اعتقاداتمان هم جزو کشورهای موافق و اسلامی است. با کمال تعجب دیدم که در آنجا به واسطه همین آزادی های ‏نسبی که به جوانانشان داده اند، کمتر از ما درگیر مسائلی مثل اعتیاد یا بزهکاری نوجوانان و جوانان هستند. در حالیکه ‏دیدن معتادان متجاهر، کودکان و زنان خیابانی، متکدیان و افراد بی خانمان، جزیی از نمای همیشگی و معمولی کشور ‏ما شده است. ایجاد فضاهای مناسب و منطبق با خواسته های به جای جوانان همراه با چاشنی آزادی هایی که خیلی ‏هم از قانون و شرع ما دور نباشد، یکی از این راهکارهاست. از تمام کسانی که دستی در کارها و امور مملکتی دارند ‏درخواست می کنم هر چه سریعتر در پی یافتن راهی برای نجات نسل جوان و آینده ساز مملکت باشند. در حال حاضر ‏که از تمام مرزهای مورد حجوم انواع قاچاقچیان هستیم چه مواد مخدر و چه کالاهای دیگر،‌ آتش جنگ سالهاست که ‏در کشورهای حوزه برپاست و دودش به چشم تمام کشورهای منطقه می رود و هزاران مشکل اقتصادی و اجتماعی ‏که از داخل گریبان مردم را گرفته است، باید به فکر چاره ای بود که امید به زندگی را در دل نسل جوان شکوفا کند.‏

منبع خبر: روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر 94.05.01 

آدرس کوتاه شده: